درباره مرن فا
داستان یک مسیر از صفر تا ساختن
وب سایت مرن فا، در سال 1401 پی ریزی شده است.
هدف این وب سایت، طراحی و ارائه انواع وب اپلیکیشن های مرن استک است. اپلیکیشن هایی بسیار کاربرپسند و در عین حال سئوفرندلی.
وب سایت های آماده ای که در مرن فا به فروش میرسند، دارای کد استاندارد، همراه با رعایت اصول اولیه سئو (جایگذاری درست تگ ها، جایگذاری متاتگ های هر وب سایت و طراحی زیبا در کنار SSR) هستند. این وب سایت ها، با فرانت اند Next.js، بک اند Node.js به صورت RESTful API، دیتابیس MongoDB و فریمورک Tailwind CSS برای استایل دهی طراحی شده اند.
این مجموعه پا را فراتر گذاشته و فقط به طراحی و ارائه وب سایت بسنده نکرده است، بلکه آموزش های پروژه محور این مجموعه، به علاقه مندان کمک میکند تا در پروژه های واقعی، نحوه طراحی وبسایت های مرن استک را تجربه کنند و کاملا به نقاط کور طراحی وبسایت مرن استک مسلط شوند.
آرمان ما، کمک به همه افرادیست که میخواهند در حوزه آیتی، برترین شوند و برای ایران عزیز، افتخاری بیافرینند.
سال 96 بود. کنکور دادم. بعد مدتی نتیجهاش اومد. رشته ریاضی، منطقه 3، رتبه 92. خیلی ذوق کردم. از خوشحالی داشتم بال درمیآوردم. بعد کلی تبریک و...، رسیدیم به انتخاب رشته، منم یه تحقیقی کردم و تهش یه سری رشتهها رو زدم. جالبه که بدونید حتی یه دونه هم از رشتههای مهندسی کامپیوتر رو نزدم. چرا؟ چون حتی با گوشی هم درست بلد نبودم کار کنم. چه برسه به کامپیوتر. فقط عشق ریاضی و فیزیک و شیمی بودم. تهش هم برق امیرکبیر پذیرفته شدم.
ما ترم یک، ریاضی 1، فیزیک 1، فیزیک 2 و برنامه نویسی رو با هم داریم. یکشنبه ساعت سوم بود. 11:15 تا 13:00. استاد برنامه نویسی اومد تو کلاس. آدم باحالی بود. کلاس تموم شد. رفتم پیشش. موندم تا همه سوالهاشون رو پرسیدن و رفتن. گفتم استاد، برنامه نویسی که هیچی، من دیروز خاموش و روشن کردن کامپیوتر رو یاد گرفتم. اونم فقط یه دکمهست. این درسی هم که دادین، من فقط شوخیهایی که بین درس میکردید رو فهمیدم. صفر مطلقم. چه کنم؟
استاد راهنماییم کرد و گفت مثلا با خوندن نمیشه برنامه نویس شد، باید حتما کد بزنی. مثال زیاد ببین و کدهاشون رو حتما بزن و...
بعد سه چهار هفته، با پولی که زمان دبیرستان جمع کرده بودم، یه لپتاپ متوسط گرفتم. استاد گفته بود که فلان مارک رو بخر که ارزونتره. کد میزدم و میزدم و خیلی لذت میبردم. ریاضی و فیزیک و اینا رو کلا ول کرده بودم با اینکه خیلی مهم بودن. هر شب دو سه ساعت کد ++C میزدم. گذشت و گذشت...
زمان میانترم شد. امتحان دادیم. هفته بعد امتحان روز سه شنبه، استاد که اومد سر کلاس، گفت میانترما رو تصحیح کردم. میخوام برگهها رو بهتون بدم و ببینید. ولی قبلش یه چیزی رو نیازه که بگم. من برام خیلی مهم بود که دو نفر چیکار میکنن. یکی آقای فلانی. یکی هم آقای سهیل. اسم منو خوند. بعد منو صدا زد که بیام پیشش.
گفت ایشون، واقعا از صفر مطلق شروع کرده، ماجرای منو کامل برای بچهها تعریف کرد و بعدش گفت: الان نمرهاش از 6 شده 5.75. نگید که نمیشه. با تلاش همه چی میشه. ایشون رو تشویقش کنید...
بعد مدتی فهمیدم که استاد، نه فقط سر کلاس ما، بلکه سر چند تا از کلاسهای دیگهاش هم، این موضوع رو گفته بود.
میخوام بگم که اگه نامید هستید و به بن بست خوردید، اگه علاقه دارید ولی امکاناتش رو ندارید، اگه کدنویسی سختتونه، اگه اگه اگه...
همه چی با تلاش و مقاومت به دست میاد.
من از صفر مطلق شروع کردم. صفر صفر و الان کلا کارم برنامه نویسی هست. خودتون رو به هیچ وجه دست کم نگیرید.
ما توی مرن فا، بنبست نداریم.
